زنی مهربان که مهربانی اش هرگز تعریف و اثبات نمی شود !
درست پس از این قسمت (یکی مانده به آخر) طبق معمول این چند ساله که صدا وسیما خودش فیلم می سازد و خودش تفسیر می کند و خودش هم تقدیر می کند امشب هم خبرنگار با شجاعت تمام با مردم مصاحبه می کند و در کل نتیجه می گیرد که هدف این فیلم تاکید بر روی ربا و مسائل اقتصادی بوده است!
گرچه در این چند سال عادت کرده ایم سریال های تعفن آمیز تلویزیون را ببینیم اما "تا ثریا" کلیدی ویژه در این بین بود و یک حلقه از زنجیری است که در آینده حلقه های دیگر آن پدیدار خواهد شد.
"تا ثریا" مثل دیگر سریالهای صدا وسیما براستی مشکل چند درصد از جامعه را به تصویر می کشد؟ این فیلم چقدر تاریک و نا امید کننده و یا چقدر زندگی بخش بود؟ پس از دیدن این فیلم کدام امید به زندگی در شما رشد کرد ؟ و این فیلم چه راه حلی و برای کدام مشکل اقتصادی مردم ارائه کرد؟
نیازی به پاسخ دادن به این سوالات نیست زیرا همیشه تلویزیون زندگی قشر 10 در صدی را نمایش میدهد و فیلمنامه نویسان تخیلات تعفن آمیزشان را به خورد روح و روان مردم می دهند.و در آخر هم داستان همیشگی تقدیر و تشکرا ز عوامل ....تکرار می شود.
اما در واقع "تا ثریا" روی دیگر سکه ای است که یک طرف آن سکینه آشتیانی بود.زنی که محکوم شده و "بشر دوستان" و کلی آدم انسان دوست ! هم و غمشان صرف دفاع از این زن شده است. "تا ثریا" نیز همین چهره را از یک زن تصویر کرده تا در بینندگان این ترحم را بوجود اورد که در جامعه ایران چه ظلمی در حق زنان صورت می گیرد و البته در آخر همه را قانع کند که از این زن طرفداری کرده و حق با ثریا بوده است! در مقایسه با سکینه آشتیانی در "تا ثریا" فقط جرم متفاوت است اما جنبه جرم و نحوه قضاوت و محیطی که مطرح می شود و هدف و نتیجه گیری یکی است.از کلوز آپ هایی که از دادگاه و مجسمه های عدالت گرفته می شود نیز جهت تعلیق و القای ظالمانه بودن سیستم استفاده شده است.شاید در واقع این همان حرفهای است که شیرین عبادی به زبان دیگری مطرح می کند و اکنون زمینه پذیرش آن مثل بذری در ذهن مردم ما در حال رشد کردن است.اندیشه ظلم در حق زنان وبه تبع آن عدم آزادی و به تبع آن عدم پاسخ گویی دین به این مطالبه و در نهایت زیر سوال بردن دین اسلام و تشویق به دین گریزی و سکولاریسم.
"تا ثریا" نیز به عنوان تیتر هوشمندانه انتخاب شده است به این معنی که ثریا باید غایت و هدفی باشد که بقیه زنان این راه را س
طی کرده "تا" به ثریا برسند!
شاید به نظر غیر واقع بینانه باشید اما این روند مشروعیت زدایی از دین و اندیشه اسلامی در یک جبهه با چند مسیر موازی در حال جریان است.یکی از این مسیرها حقوق بشر و دموکراسی است که دیگر بواسطه رفتار دوگانه غرب در قبال دموکراسی در حال رنگ باختن است و یکی دیگر از آنها همین حقوق زنان و فمینیست است.خلاصه صورت مساله و در واقع حرف نگفته ای که به ظاهر خجالت می کشند بیان کنند همان آزاد بودن زنان در قبال هر رفتار والبته رفتار ویژه بردگی جنسی و خود فروشی است .
شاید اگر به عقب برگردیم و در ماجرای سکینه آشتیانی زن هرزه ای که شوهر خود را به قتل رساند به نظر عجیب بیاید که رییس جمهورهای اروپایی و مقامات ارشد دولتی از این زن دفاع کردند! براستی چرا؟ آیا برای تحت فشار قرار دادن و تخریب چهره دولت ایران بود؟
در واقع بله اما مهمتر از ان این بود که همه این غربیها در حال دفاع از هویت واقعی خود بودند، هویت هرجایی و هرزه بودن !
نویسنده قصد بدبینی نسبت به این سریال را ندارد اما به مرور زمان باید شاهد سریالهای دیگری با موضوع دفاع از حقوق زنان و در واقع ظالمانه نشان دادن هویت نظام جمهوری اسلامی و سسیستم دینی آن می باشد.
وگرنه اگر قصد نشان دادن مسائل اقتصادی بود این فیلمنامه نویسان که معمولا در پر قو خوابیده و بزرگ شوند اگر قدری از اتاقهایشان بیرون آمده تا ذهن مالیخالیاییشان هوایی تازه بخورد متوجه می شوند که سوژه های اقتصادی الی ما شاءالله است و نیازی به علم کردن این تخیلات نخواهد بود.
باید بگم که بله جانم میشه.شما مثل اینکه آدم اهل مطالعه ای نیستید وگرنه 4 تا روزنامه و مجله اطلاعات هفتگی می خوندید متوجه می شدید که یکی از نژادهای ما ایرانیان جز یکی از ویژه ترین و استثنایی ترین موجودات روی کره زمین هستند(نمی دونم چرا این استثنایی منو یاد گربه استثنایی میندازه :) ) مثلا یه عده هر روز شعار مرگ بر دیکتاتور میدند ولی فقط به دیکتاتوری اعتقاد دارند یا اینکه امروز میگن حال و روز مردم دنیا به ما چه فردا برای مردم اینور و اونور دنیا می میرند.
از میون همین استثناهاست که یک نفر پیدا میشه و30 سال مدیریت با افتخار رو ادامه میده.نه اصلا فکرش رو هم نکنید که مگه قحط الرجال هست یا اینکه طرف تراکتور این همه کار کنه، شاید هم شما انسان روشنفکری هستید و میگید مگه طرف چقدر ایده داره که 30 یعنی 3 دهه علم مدیریتش بروز باشه!
عزیزان من اشتباه نکنید ،مطلب استثنایی بودن هست حالا برای آپدیت بودن هم ایشون از پروکسی استفاده کردند ! اصلا مردی برای تمام فصول در واقع اشاره به ایشون بوده ! ما از کجا آدمی با استعداد و ویژه ای مثل ایشون رو باید پیدا می کردیم که جایگزین کنیم.بعضی از دوستان هم میگن ایشون چرا این مدیریتشون رو تنوع نبخشیدند و به سایر ارگانها نرفتند یا حد اقل برای استراحت هم که شده چند سالی به جاهایی دیگه حدمت نکردند؟ باید بگم که "شیفته خدمت بودن" و "درد وجدان" برای یک آدم استثنایی مساله بسیر مهمی است وگرنه اصلا موضوع پولدار بودن سازمان و دستمزذ و این مسایل نیست.
لذا بنده به نوبه خود از دست دادن این تحفه آسمانی رو به جامعه علمی و مدیریتی کشور تسلیت عرض می کنم و از 30 سال خدمات فسیل گونه و اقدامات ریشه دار(که عمرا کسی بتونه تغییرشون بده و یا این درخت مافیایی رو ریشه کن کنه) ایشون قدردانی می کنم. و یاد آور می شوم که ما یک استثنایی رو از دست دادیم و در این اندوه هر چی گریه کنید هیچ فایده ای نخواهد داشت.
شعاری که من به این مناسبت انتخاب کردم اینه : جاسبی قهرمان 30 سال دیگر بمان
از کلیه دانشجویانی که تونستند این چند سال زیر بار شهریه های دانشگاه آزاد کمر راست کنند خواستار میشه تا تجمعی با عنوان راست قامتان دانشگاه "آزار" (غاط املایی است بخوانید "آزاد") برگزار کنند تا همگان شاهد نتیجه بخش بودن این مدیریت محکم ! و با دوام بگردند.
یکی از دانشجویان سابق
(الان که این مطلب رو می نویسم دانشمندان ناسا در حال تخقیق تبار شناسی هستند ببینید ایشون دقیقا از کدوم سیاره به زمین افتادند)
واقعیت آن است که عربستان به عنوان متحد بزرگ و مجری اوامر آمریکا در حال سقوط و از دست دادن تاثیر خود رد خاورمیانه هست.اهمیت عربستان به عنوان عامل آمریکا شامل موار زیر است :
1. نقش بسزایی در سرپا نگه داشتن اقتصاد غرب و آمریکا با کنترل قیمت نفت
2. اعمال سیاسستهای آمریکا در خاورمیانه
3. جبهه ای در برابر مقاومت ودر راس آن ایران
4. تامین امنیت اسراییل
تنها سلاح و استدلال آل سعود برای گمراه کردن دیگر مسلمانان اتهام جنگ مذهبی شیعه و سنی به ایران است تا از نزدیک شدن مسلمانان به ایران جلوگیری کند.تاسیس القاعده و طالبان در دل مبارزترین مردم(پاکستان و افغانستان) شاید فایده زیادیداشت تا در این منطقه مردم به ایران متمایل نشوند.اما در دیگر نقاط اسلامی مردم بیدار شده اند و خیانتهای عربستان به عنوان پایگاهی برای فرار دیکتاتورهای متحد آمریکا به آن ، در این قیامها رسوا شده است.
از طرفی آمریکا نیاز به یک سد محکم در برابر ایران و سایر اعضای مقاومت وعلی الخصوص کشورهای مهمی که دچار انقلاب شده و احتمالا به صف مقاومت می پیوندند، دارد و قصد دارد با به هم ریختن سوریه و در صورت امکان سقوط آن از تشکیل این جبهه جلوگیری کند و عربستان را همچنان موثر و قابل استفاده داشته باشد.
به احتمال فراوان آنقدر که حضور کشورهای منطقه در جنگ آتی مهم است حضور ناتو به چشم نخواهد آمد چرا که استعمارگران همیشه سعی می کرده اند تا آنجا که ممکن است کشورهای دیگر را به جان مخالفانشان بیاندازند و از نیروی دیگران برای تخریب مخالفان سیاست های خود استفاده کنند.
نمونه آن جنگ ویتان جنوبی و شمالی،جنگ ایران و عراق و ..در این صورت همیشه این کشورها عقب مانده خواند بود و از طرفی هزینه ای نیز به غرب تحمیل نخواهد شد
اما جنگ آتی بین کدام کشورها خواهد بود!
ایران در حال اوج گرفتن و قدرتمند شدن ونیرو گرفتن از بقیه کشورها و تبدیل به یک الگوی تمدن اسلامی قوی و مبارز در برابر آمریکا است، و از دید آمریکا این روند باید متوقف شود.
تحریم ها و محاصره اقتصادی بجایی نرسیده و از طرفی کشورهای دیگر و انقلابی مسلمان از خواب بیدار شده و در حال پیوستن به جبهه ضد آمریکایی هستند.به جز کشورهای سلفی متحد مستقیم آمریکا مثل عربستان هیچ کشوری نه جرات و نه قصد رویارویی با ایران را ندارد چه اینکه هر دو کشو.ر مسلمان هستند.
اما اگر شرایطی پیش بیاید که برخورد نکردن غیر ممکن باشد ویا به عبارتی در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند در اینصورت آمریکا به هدف خود رسیده است.
کشور بعدی که برای درگیری با ایران انتخاب شده است ترکیه است.کشوری که در حال پیشرفت اقتصادی است و از چند سال پیش تا کنون با مانورهای سیاستمداران خود در بین مسلمانان به چشم یک حامی و متحد ومدافع حقوق فلسطینیان دیده می شود.اما مگر ممکن است ترکیه بخواهد با ایران درگیر شود؟
جواب منفی است.
ترکیه قصد دراد با یاری دیگر کشورها منطقه حاییل در مرز خود با سوریه و درو اقع در داخل خاک سوریه ایجاد کند و بتدریج و با کمک مخالفان و تسلیحات خود و اردن و عربستان در خاک سوریه پیشرفت کند و اینجا نقطه ای است که اگر ایران دفاع وارد ماجرا نشود و دفاع نکند سوریه ممکن است سقوط کند و البته ایران باید از جبهه مقاومت دفاع کند .و این یعنی برخورد نکردن بین ایران و ترکیه غیر ممکن خواهد بود !
نتیجه این برخورد همان سناریویی است که در سال 59 آل سعود بوسیله صدام اجرا کرد، اکنون نیز آل سعود هست ولی بجای صدام از مهره ای دیگر استفاده خواهد شد،تخریب هر دو کشور ایران و ترکیه و احتمال درگیر شدن سایر کشورها در این بازی زیاد خواهد بود
جای تفکر دارد که سران ترکیه قدری دقیق تر به ماجرا نگاه کنند وعمق ماجرا را ببینند :
1) ایران + سوریه + ترکیه + مصر + عراق + لبنان = تمدن بزرگ اسلامی در مقابل غرب
2) ایران + سوریه <مخالف یکدیگر> ترکیه + عربستان =تخریب همه این کشورها و افتادن دوباره به دام استعمار
ابتدا ارسال پیامهای جدی و دقیق به ترکیه از طرف مسولان ایران با سفرهای هیئت های عالی ایران به ترکیه
پیگیری امور و خواستهای مخالفان واقعی سوری با کمک ترکیه جهت جلوگیری از بدام افتادن مخالفان توسط آل سعود و آمریکا
اما با فرار کردن تعدای از سران ارتش سوریه و پیوستن به مخالفان بشار اسد و نیز دستگیری تعداد دیگری از سران ارتش که قصد حمله خمپاره به کاخ بشار اسد و ترور وی را داشتند ، و با توجه به خطر ترور بشار اسد وی باید از هم اکنون کمیته های مردمی مقاومت ملی را به راه بیاندازد و از این کیمته ها به عنوان بازوی قابل اطمیناندر کنار ارتش وبرای مقابلهبا تجاوزات غرب و دولت های خارجی استفاده کند.
نصر من الله و فتح قریب
البته خبرهایی نیز شنیده میشد که حکومت انگلیس در حال آماده کردن نیروی دریایی خود برای مشارکت در جنک با ایران است.از راست .دروع اینها که بگذریم بنظر میرسد بعد از دوران استعمار، در طی این سالها دیگر حنای آزادی و دموکراسی آمریکا رنگ باخته و البته اینبار دامان خود آنها را هم در داخل و هم در خاورمیانه دامن متحدان انها را گرفته است و آن بیداری انسانی و اسلامی است!
آری آمریکا در حال شلیک آخرین تیرهای فریبنده خود است و انگلیس نیز در حال نشان دادن خوی اصلی خود وآن استعمار و درنده خویی بر علیه جهانیان است.آنها پس از سالها کشتار مردم در قحطی بزرگ ایران و یا در هند وشبه قاره و آفریقا ، سالها مردم را با دکتر ارنست و زنان لخت وفاحشه خود و یا لالیگکا و منچستر سرگرم کرده اند اما این بازی در حال پایان یافتن است و گویی مردم مسلمان در حال بیداری وبازگشت به هویت انسانی و اسلامی خود هستند.
اما اتهام به سپاه قدس و طرح ترو سردار سلیمانی براستی به چه منظور بوده است؟ بطور خلاصه 2 هدف اولیه وجود دارد
1 مصرف داخلی و روانی : حکومت آمریکا با کمک رسانه های خود همیشه مردم را در یک ترس بزرگ قرار داده است و هیولایی در آن طرف مرزها ساخته و با کمک آن پول مالیات مردم را صرف اشغال و سلطه خود بر جهان و چپاول ثروتهای و نابودی فرهنگ های دیگر کرده.روزگاری این هیولا شوروی بود و بعد القاعده و بن لادن.ولی اکنون که تاریخ مصرف بن لادن گذشته و مصرف داخلی ندارد هیولای دریگری علم کرده اند و آن سپاه قدس هست.
2 -انحراف و یا مهار انقلابهای منطقه : گرچه عجیب است ولی مطرح کردن سپاه قدس همرا با تهمت طرح ترور سفیر عربستان به دست آن، قدری پیچیده وبه منظور مهار انقلابهای عربی است.بدین صورت که :نخست اینکه آمریکا که مغلوب شعار دموکراسی خود شده و بوسیله همین شعار در حال از دست دادن متحدان خود در منطقه است و 2 را ه پیش ر و دارد :
1- متحد کردن مردم وشاهزاده ها در داخل عربستان با نشان دادن ایران وسپاه قدس به عنوان دشمن بزرگ
2- جهت دادن به سایر انقلابهای عربی با یارگیری از آنها به منظور حمایت آنها از عربستان و توجیه کردن مردم انقلابی به خاموش بودن دست گشیدن از انقلاب و پرهیز از اختلاف و اتحاد در برابر ایران
در واقع همه اینها بیشتر به منظور سر پا نگه داشتن عربستان پیر و از کار افتاده ونیز مهار و یا جهت دهی انقلابهای منطقه هست.چرا که به فرض مثال با سرنگونی قذافی حجم زیادی از ترورها و توطئه ها در عراق ازی بین رفت حال اگر این اتفاق برای عربستان بیفتد منطقه بطور کلی به امنیت و ثبات خواهد رسید و زمینه تشکیل ائتلاف علیه غرب را خواهد داشت.
اما سهم ما در برابر این توطئه ها چیست؟
در برابر توطئه گوگل پیشنهاد می کنم از این نیرنگ بر علیه خودشان استفاده کنیم وبدین منظور
1- در گوگل مپ بر روی مکان های زیادی در داخل و خارج ایران و حتی در اسراییل برچسب هایی را که نشان دهنده منزل سردار سلیمانی است قرار دهیم تا بدانند که ما بسیاریم واین تهدیدات به بسیار شدن و متحد شدن ما کمک می کند.
2-در فیس بوک اکانتهایی به زبان عربی و انگلیسی با نام سردار سلیمانی و سپاه قدس بسازیم و در ان از ترورها، توطئه ها،کودتاهای دولت امریکا علیه ایران و مسلمانان و معرفی هویت واقعی سپاه قدس به عنوان هسته استکبار ستیزی و هسته اصلی مبارزه با حکومت شیطانی سرمایه داری و مدافعمبارزان وال اسریت و مظلومان و مسلمانان و مبازان در هر جای جهان، بپردازیم.
پیروز باشید
همونطور که در یک مقاله گربه زاهد شد و مسلمانا ! نوشته بودم ، سایت عصر ایران برای مقاومت و باشر اسد شمشیر رو از رو بسته و جای روزنامه های معاند رو گرفته.ظاهرا ایشون روز شماری می کنند که حکومت بشار اسد سرنگون بشود و حلقه محاصره و فشار علیه ایران بیشتر بشه ، تا ببینیم بعد از این مرحله چه نصیب ایشون میگردد ، خدا می دونه.
اما بشنوید از مقاله و مصاحبه جدید عصر ایران در اضعیف بشار اسد .ظاهرا بعد از مدتی ایشون دقیقا دست به دامان یک کارشناس ! سیاسی شدند و ایشون کسی نیست جز آقای مطهری نیا کارشناس جنتلمن و مجری تلویزیونی.من همیشه روزهای اول که آقای مطهری نیا رو میدیدم با تردید بهشون نگاه می کردم از اون شال و ریش و اون انگشترهای درشتشون !که بنظر می اومد بیشتر برای مد و کلاس پوشیدند تا ثواب!
خلاصه آقای مطهری نیا با شم دقیق کارشناسی اعلام کردند که ایران و احمدی نژاد در حال کنار کشیدن از بشار اسد هستند تا اگر حنگی رخ داد ایران قاطی ماجرا نباشه.اما باید گفت که این تو بمیری دیگه از اون تو بمیری ها نیست.
3 نکته در اینجا مهمه:
اول صحبت های صریح احمدی نژاد مبینی بر اینکه با حمله به سوریه کل منطقه درگیر جنگ خواهد شد و ین یعنی موضع قوی ایران که چندین بار به شیخ نشینهای عرب هم هشدار دادند که اگر علیه سوریه وارد جنگ بشوید اولین جایی که هدف قرار خواهد گرفت خود شما هستید.پس موصع احمدی نژاد مشخص شد
نکته دوم کاش آقای احمدی نژاد در این باره توضیحی میدادند
و سوم اینکه تلویزیون ما اینقدر آدم به درد بخور داره که جانماز آبکش و کارشناس ضد انقلاب و مقاومت نیاز نخواهد داشت.
در پایان خواهش می کنم به لینک عصر ایران و مصاحبه با مطهری نیا رفته و نطرات خودتون رو در اونجا اعلام کنید. با تشکر
جواب برنامه در تشریح ماجرا و علت حکم اعدام آنها مفصل بود و بخوبی ساخته و پرداخته شده بود .
اما متاسفانه من دلم برای اعدام این دو جوان سوخت، نه به این خاطر که رسانه های .. از آنها دفاع می کردند و نه حتی به خاطر سرقت و عملی که مرتکب شده بودند .بلکه...
به تصویرشون که نگاه می کردی از همون جوونهایی هستند که تو کوچه و خیابون زیاد می بینی ، با کلی امید و آرزو، اما وقتی دستبند به دستشونه و در یک قدمی چوبه دار مشغول تشریح چگونگی سرقت(به قول مجری جنایت) هستند آدم دلش می گیره، که ای روزگار ،این جوانها آرزوی پولدار شدن داشتاند ، آرزوی با کلاس بودن و آرزوی زندگی خوب داشتن.
شاید اینقدر تحمیق و تحقیر شدند که تصمیم گرفتند از اونهایی که دارند بدزدند، اما طفلیها راهش رو بلد نبودند، بیجاره ها نمی دونستند اون مال قدیما بود که بچه هایی که پول درس خوندن نداشتند یا اونایی که بابای معتادی داشتند و فقیر و بیچاره بودند میرفتند و خلافکار و دزد میشند.این روزها وضعیت فرق کرده واگه فقیر وبیچاره باشی در هر صورت مجکومی.
بیچاره ها نمی دونستند این روزها دیگه دزدی هم با کلاس شده، این روزها اتفاقا برای دزدی کردن باید درسش رو خوند ! و باید حسابی درس بخونی ! و برای خودت مهندسی، دکتری،مدیری عاملی ، چیزی بشی. اونوقت یه طلافروشی که خوبه ، پول صدتا از این طلافروشیها رو یه شبه در میاری آب هم از آب تکون نمی خوره.هم پول بیشتری به جیب میزنی هم در ملا عام نیستی ، هم خطرش کمتره و هم اگه بگیرنت از این استنطاق ها و سوال و جوابها در کار نیست.انگل جامعه هم نمیشی .میشی مدیرعامل سابق.تازه اندازه ارث صد تا جد و اجدات هم که پول بدزدی بازم اعدامت نمی کنند ! فوقش اگر چند سال بعد هم گیر افتادی کافیه سر کیسه رو شل کنی و با چند تا وکیل گردن کلفت قضیه رو حل کنی ، یا اینکه نهایتا یه جریمه میشی و چند سال حبس تعزیری .پول جریمه ها رو هم از سود کار و کاسبی این چند ساله پرداخت می کنی.
آره بیچاره ها راه و رسمش رو نمی دونستند واینجوری جونیشون رو به باد دادند.نمی دونستند تو این کشور اعدام و برخورد قاطع فقط برای آفتابه دزدهاست ، برای آدمهای کوچیک، کارگری،معتادی، از همینها که برای نون شب میدزدند وجناب قاضی حتی یه نگاه چپ هم بهش نمیکنه.اما مدیر که باشی یا مدیر عامل( هرچقدر هم پستتت بالاتر،بهتر )قاضی با احترام باهات صجبت می کنه ،هرگز بهت نمی گه بتمرگ یا برو بیرون یا ... همه چیت روبراهه.خلاصه مثل آقا میری مثل آقا هم میای .
بله راه و رسمش عوض شده بود و تو فقط اشکالت این بود که راه ورسمش روبلد نبودی، چه میشه کرد فقر و بد بختی و ... اینها نذاشت که خوب درس بخونی و کلاس کنکور بری و...
ای کاش میشد باهات صحبت کرد که تو انگل جامعه نیستی و ای کاش میشد که برمیگشتی به عقب و ...
کاش میشد گفت اما نمیشه ..خدا می دونه که این عدالت نیست و اگر این دزدیدن باشه هزاران برابر بیشتر از این رو میدزند و مجازاتش اعدام نیست و اگر این رعب و وحشت باشه پس رعب و وحشت ملی از دزدیهای بزرگ بانکی ها چیه ؟؟؟!!!
خدا می دونه که این عدالت نیست و دست همه ما کوتاهه !
اما شاید اونور که رفتی زیاد مجازات نشی ولی مطمئنم از اینور بهتره ، مطمئنم می خندی وبه این بچه بازیهای ابلهانه و به این دادگاههای ما پوزخندی بچه گانه می زنی .
خدا نگهدارت !
پدر خسته از راه رسیده و کنج اتاق نشسته
تلویزیون روشنه و صدای داد زدن مجری ورزشی میاد.
مادر ساکت نشسته و توی صورتش پر از علامت سواله؟؟
یکی برای شوهرش که خسته است و دست خالی خونه اومده و الان نگاهش رو بلند نمی کنه تا شرمنده زنش نباشه
یکی برای دخترش که هنوز منتظر ببینه هزینه سرویس مدرسه و شهریه رو باید پردخت کنند تا پیش بقیه هکلاسیاش شرمنده نباشه
یکی برای پدر و مادر که هنوز چشم به راه اومدن دخترشون هستند
و یکی برای اجاره خونه ای که چنر روز دیگه باید پرداخت بشه
پدر هم ساکته و با علامت سوالهاش به خودش فکر میکنه که چرا دخل و خرج خونه با هم جور نیست، هر چقدر درمیاره باز اجاره خونه رو که بدی چیزی تهش نمی مونه
پسر خوشحال زل زده به تلویزیون و مبهوت صدای مجریست که با نعره هاش می خواست ثابت کنه اتفاق مهمی در حال رخ دادنه، پسر با هیجان بر میگرده .و به پدر میگه :بابا تو طرف کدوم هستی؟
پدر به فکر فرو رفت که چه جوری به پسرش بگه که هیچ فرقی نمی کنه، طرف کدوم باشی . در هر صورت تو باید خوشحال باشی که تیمت بازی میکنه تیمی که تو عضوش نیستی ولی از پول تو برای اون خرج میشه.
اونها می دوند تا پول تو رو بدست بیارند و تو براشون داد می زنی و تشویقشون می کنی ! درست یاد داستان "خر برفت و خر برفت" مولانا میافتم. که مردی خرش رو در محلی بست و داخل مجلس شد بعد از مدتی صاحب مجلی برای او جشن مفصلی گرفت و همزمان با عذا خوردن و شادی کردن همه با هم می خواندند "خر برفت و خر برفت". مرد ساده دل هم با اونها همین رو میخوند و نمی دونست منظور خر خودشه که فروخته شده تا هزینه مهمانی رو تامین بشود.
حکایت داد زدن تماشاچی ها ما هم همینه.از بیت المال مردم به هر بازیکن حقوق های میلیونی داده میشه که تصورش برای یه کارگر معمولی ممکن نیست و تمام این پول از جیب مردم عادی هزینه میشه ، از پولی که متعلق به همه هست .کاش یکبار نظرسنجی می کردند که چقدر از مردم راضی هستند پولشون برای آدمهایی هزینه بشه که نه تنها از لحاظ اخلاق و شخصیت از مردم عادی بالاتر نیستند بلکه پایینتر نیز هستند.برای نمونه می تونید سری به آمار دستگیری بازیکنان فوتبال در پارتی های غیر اخلاقی در این چند سال به اصطلاح حرفه ای شدن فوتبال بزنید.
حق پخشی که صدا وسیما به ورزش داده 13 میلیارد تومان بوده . و این گذشته از هزاران ساعتی که صرف پخش فوتبال در تلویزیون میشه.
نمی دونم کجای آرمان واهداف انقلاب ما بوده که میلیونها تومان از پول بیت المال رو یکجا به یک نفر بدند در حالی که یک انسان عادی و محروم جامعه یا یک صدم این پول کلی از مشکلاتش حل میشه .آیا تا وقتی که هزارن نفر وبلکه میلیونها نفر در فقر ومشکلاتی مثل مسکن بسر می برند باید این هزینه های سنگین از بیت المال به جیب عده ای محدود بره؟
کجای اهداف انقلاب اسلامی همچنین هزینه هایی تعریف شده آن هم وقتی که قابل صرف کردن در امر ضروری تر دیگری هستند؟
کجای هدف ما اینبوده که میلیاردها در یک سال هزینه فوتبالی کنیم در حالی که خیلی از آنهایی که زندگی شرافتمندانه را انتخاب کرده اند درگیر مشکلات بسیاری هستند که با همین هزینه ها برطرف می شود؟
برای کسانی که به مطرح شدن در عرصه جهانی واعتبار ملی و از این قبیل کلمات بسنده می کنند تا این هزینه ها رو توجیه کنند باید گفت که این هزینه ها تا الن چه افتخاری آفریده؟ درست از وقتی فوتبال ما به اصطلاح حرفه ای شده فقط پول های کلان به جیب عده ای رفته و هیچ افتخار بین المللی کسب نکرده بلکه پایینتر هم آمده ایم.خدا کنه که این حرفه ای شده سراغ ورزشهای دیگه نره چون با خودش دروغ ،فساد و بی احلاقی میاره
در ثانی اگر این هزینه غیر ضروری بود ویا از بیت المال نبود هیچ جای بحثی نبود.
به امید روزی که بدونیم باید برای کی داد میزنیم و خوشحالیم.
راستی شما کدوم طرفی هستید؟
جای تدبیر و تفکر و پیگیری برای دوست داران انقلاب ونظام است تا در حد توان از خاموشی این شعله های انقلاب های اسلامی مردم جلوگیری کنند.
وای اگر قصه ما عبرت تاریخ شود خیمه قافله را دشنه ما میخ شود
ای به امید کسان خفته! ز خود یاد آرید